معين الدين نطنزى

180

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

با وجود [ آن ] كه امير حسين به كثرت بيش از دشمن بود اما به حسب تقدير آسمانى تدبير او تغيير يافت . سلطان غازى در حملهء اول دست راست ياغى را شكسته شنكوم نويان را كه مدار برانغار ياغى بود ، از پيش براندند ؛ و جوانغار ياغى دلنجى كه شيرم و حاجم سركرده بودند قنبل امير حسين را از جاى بجنبانيدند . و لشكر همچو درياى خونخوار از يمين و يسار بهم برآمد . لحظه‌اى شير بهرام در غول امير حسين با پولاد بغا ساعتى جلادت و مردانگى نمودند ، اما امير شمس الدين مغول همچو كوه بيستون خود را محكم كرده هنوز به محاربه مشغول نشده بود . سلطان غازى با هفده قشون مرد بر سر امير شمس الدّين « 1 » مغول براند و به يك حمله او را از جاى بجنبانيد . چون امير حسين اين حال مشاهده كرد باز دلير شد و گريختگان خود را جمع كردن گرفت . امير حاجى مغول اكثر برانغار را منهزم كرده بود و از قفاى هزيمت بسيارى رانده بازگرديد . سلطان غازى در حال تابان بهادر و ملك بهادر را به پيش امير حسين فرستاد و بازنمود كه : اگر صلاح باشد بىتوقف به اتفاق حمله مىبايد كرد تا دشمن به تمام مندفع گردد . امير حسين در قهر شد و هردو بهادر را به غضب هرچه تمامتر قهر بسيار كرده بزد و براند و جواب داد كه : تدبير و سردارى من كم از سلطان غازى است كه مرا به صوابديد او كار بايد كرد ! و در اثناى آن گفت كه : اگر غالب شويد و اگر مغلوب گرديد مجموع شما را يك‌يك بخواهم كشت و بدين سوگند نيز ياد كرد . هردو بهادر از او نوميد شده آمدند و به اتفاق عنان سلطان غازى گرفته نگذاشتند كه بر دشمن حمله كند ، و به درخواست و مبالغه او را از صف معركه بازگردانيدند . چون دو لشكر آن روز از جنگ‌گاه به قايمى بازگشتند و تا روز بعضى بر پشت اسپ و بعضى به سبب بسيارى وحل آن شب هركس به هرجا كه رسيد فرود آمد ، امير حسين هرچند كه به طلب سلطان غازى كس فرستاد ، سلطان غازى از غايت غيرت و خشمى كه داشت ملتفت نشد ، و پيغام داد كه : بزرگان سپاه و بهادران درگاه جانبازيها كرده به شمشير زدن سعى و جد مىنمايند ، و تو در عوض آن ، ايشان را بىموجبى مىرنجانى و به‌جاى عذر و دلدارى هزار آزار به هريك مىرسانى ، تا امروز به واسطهء آن ، مملكتى اين‌چنين معمور طعمهء دشمن بيگانه مىشود و سخن

--> ( 1 ) . متن : امير سيف الدين